شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 9

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

مؤلف است . 2 - مشاهدات . 3 - تجربيات كه علوم طبيعى مانند طب از آن دو مأخوذ است . 4 - حدسيات و حدس باصطلاح منطقى يقينى است كه نوابغ روز كار بى تحمل فكر بمقدمات آن ملهم ميشوند و غالب مسائل علم نجوم و هيئت در اصل از اين قبيل بوده است . 5 - متواترات آنكه از كثرت مخبرين احتمال دروغ در خبر آنها روا نبود مانند علم لغت و ادب جغرافيا و تاريخ . 6 - فطريات كه مقدمات دليل مطلبى پيوسته با آن مطلب در ذهن حاضر بود گويند مانند الأربعة زوج لانها منقسمة الى متساويين و كل منقسم الى متساويين زوج و اين گونه قضايا در مقدمات اغلب علوم داخل باشد ، گويند در امثال اين علوم چون بر مطلبى دليل يقينى نباشد هيچ علت ندارد از آن مطلب بحث كردن ، هرگاه يقين حاصل باشد بايد پذيرفت و گرنه خاموش بود . قسم دوم از اقسام علوم چنان كه اهل منطق گفته‌اند آنست كه غرض از آن تحقيق واقع نيست بلكه الزام خصم است و مجاب ساختن او ، و اين قسم را جدل گويند و بايد دليلى به كار برد كه خصم قانع شود خواه موافق واقع بود يا نه . چنان كه مسلمانان در محاجه با يهود از تورات دليل آورند ، و قسم سوم خطابه است كه غرض از آن پند و نصيحت و اعتبار است يا نظم ملك و مملكت و حفظ امن و سلامت دولت و در اين امور به ظن و گمان نيز اكتفا توان كرد و متابعت يقين واجب نبود بلكه گاه حكاياتى مانند كليله و دمنه از زبان حيوانات ساختن و مردم را باخلاق نيكو خواندن و عواقب وخيم اعمال زشت و مسامحه و غفلت را تنبيه كردن ممدوح است ، گرچه نه يقين به صحت قصص باشد و نه ظن ، پس مظنونات بطريق اولى كافى بود و از احاديث و مقالات بزرگان و قصص صلحا و حكايات پادشاهان عادل و وزراى با تدبير هرچند ضعيف باشد براى اغراض